× سایت در حال تکمیل و به‌روزرسانی است و تا روزهای آینده تکمیل خواهد شد

استاندارد حسابداری ۴۲: اندازه‌گیری ارزش منصفانه (Fair Value Measurement)

نویسنده:

|

تاریخ انتشار:

فهرست مطالب

  1. هدف
  2. دامنه کاربرد
  3. اندازه‌گیری
    1. تعریف ارزش منصفانه
    2. دارایی یا بدهی
    3. معامله
    4. فعالان بازار
    5. قیمت
  4. کاربرد ارزش منصفانه
    1. کاربرد در مورد دارایی‌های غیرمالی
    2. کاربرد در مورد بدهی‌ها و ابزارهای مالکانه خود واحد تجاری
    3. کاربرد در مورد دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی با موقعیت‌های تهاتری
  5. ارزش منصفانه در شناخت اولیه
  6. تکنیک‌های ارزشیابی
    1. داده‌های ورودی تکنیک‌های ارزشیابی
    2. سلسله‌مراتب ارزش منصفانه
  7. افشا
  8. تاریخ اجرا
  9. مطابقت با استانداردهای بین‌المللی گزارشگری مالی
  10. پیوست‌ها
    1. پیوست الف: اصطلاحات تعریف‌شده
    2. پیوست ب: رهنمود بکارگیری
    3. پیوست پ: گذار

هدف

هدف این استاندارد، تعیین اصولی است که واحد تجاری باید برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه و افشای اطلاعات مربوط به آن به‌کار گیرد. به‌طور مشخص، این استاندارد:

  1. ارزش منصفانه را تعریف می‌کند؛
  2. چارچوبی واحد برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه فراهم می‌آورد؛ و
  3. افشای اطلاعات مرتبط با اندازه‌گیری ارزش منصفانه را الزامی می‌کند.

ارزش منصفانه، یک اندازه‌گیری مبتنی بر بازار است و اندازه‌گیری مختص واحد تجاری محسوب نمی‌شود. در مورد برخی دارایی‌ها و بدهی‌ها، ممکن است معاملات قابل مشاهده بازار یا اطلاعات قابل مشاهده بازار در دسترس باشد؛ اما در مورد سایر دارایی‌ها و بدهی‌ها، چنین اطلاعاتی ممکن است وجود نداشته باشد. با این حال، هدف از اندازه‌گیری ارزش منصفانه در هر دو حالت یکسان است. این هدف، برآورد قیمتی است که بر اساس آن، یک معامله نظام‌مند برای فروش دارایی یا انتقال بدهی بین فعالان بازار، در تاریخ اندازه‌گیری و در شرایط جاری بازار انجام می‌شود؛ یعنی قیمت خروجی در تاریخ اندازه‌گیری از دیدگاه یک فعال بازار دارنده دارایی یا متعهد بدهی.

در مواردی که قیمت قابل مشاهده‌ای برای یک دارایی یا بدهی همانند وجود نداشته باشد، واحد تجاری باید ارزش منصفانه را با استفاده از تکنیک‌های ارزشیابی تعیین کند. این تکنیک‌ها باید به‌گونه‌ای انتخاب شوند که استفاده از داده‌های ورودی قابل مشاهده مربوط را حداکثر و استفاده از داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده را حداقل سازند. از آنجا که ارزش منصفانه یک اندازه‌گیری مبتنی بر بازار است، اندازه‌گیری آن با استفاده از مفروضاتی انجام می‌شود که فعالان بازار، از جمله مفروضات مرتبط با ریسک، در قیمت‌گذاری دارایی یا بدهی مورد نظر به‌کار می‌گیرند. در نتیجه، قصد واحد تجاری برای نگهداری دارایی یا تسویه بدهی یا ایفای آن به طریقی دیگر، بر اندازه‌گیری ارزش منصفانه تأثیری ندارد.

در تعریف ارزش منصفانه، تأکید اصلی بر دارایی‌ها و بدهی‌هاست، زیرا این اقلام، موضوع اصلی اندازه‌گیری در حسابداری محسوب می‌شوند. با این حال، الزامات این استاندارد در مورد ابزارهای مالکانه خود واحد تجاری که به ارزش منصفانه اندازه‌گیری می‌شوند نیز کاربرد دارد.

دامنه کاربرد

این استاندارد، به استثنای موارد مشخص‌شده در بندهای 6 و 7، در کلیه مواردی کاربرد دارد که سایر استانداردهای حسابداری، اندازه‌گیری ارزش منصفانه یا افشا درباره اندازه‌گیری ارزش منصفانه را الزامی یا مجاز کرده باشند. این موارد شامل اندازه‌گیری‌های مبتنی بر ارزش منصفانه، مانند ارزش منصفانه پس از کسر مخارج فروش، و همچنین افشای اطلاعات مربوط به آن اندازه‌گیری‌ها می‌شود.

الزامات مربوط به اندازه‌گیری و افشا در این استاندارد، در موارد زیر کاربرد ندارد:

  1. معاملات اجاره‌ای که در دامنه کاربرد استاندارد حسابداری ۲۱، «حسابداری اجاره‌ها» قرار می‌گیرد؛
  2. اندازه‌گیری‌هایی که شباهت‌هایی با ارزش منصفانه دارند، اما ارزش منصفانه محسوب نمی‌شوند؛ از جمله خالص ارزش فروش در استاندارد حسابداری ۸، «حسابداری موجودی مواد و کالا»، یا ارزش اقتصادی در استاندارد حسابداری ۳۲، «کاهش ارزش دارایی‌ها».

الزامات افشای مقرر در این استاندارد، در موارد زیر الزامی نیست:

  1. دارایی‌های طرح که طبق استاندارد حسابداری ۳۳، «مزایای بازنشستگی کارکنان»، به ارزش منصفانه اندازه‌گیری می‌شوند؛
  2. سرمایه‌گذاری‌های طرح‌های مزایای بازنشستگی که طبق استاندارد حسابداری ۲۷، «طرح‌های مزایای بازنشستگی»، به ارزش منصفانه اندازه‌گیری می‌شوند.

در مواردی که به موجب سایر استانداردهای حسابداری، به‌کارگیری ارزش منصفانه الزامی یا مجاز شده باشد، چارچوب اندازه‌گیری ارزش منصفانه تشریح‌شده در این استاندارد، هم در اندازه‌گیری اولیه و هم در اندازه‌گیری‌های بعدی کاربرد دارد.

اندازه‌گیری

تعریف ارزش منصفانه

این استاندارد، ارزش منصفانه را به‌عنوان قیمتی تعریف می‌کند که بابت فروش یک دارایی یا انتقال یک بدهی، در یک معامله نظام‌مند بین فعالان بازار، در تاریخ اندازه‌گیری قابل دریافت یا قابل پرداخت خواهد بود.

رویکرد کلی اندازه‌گیری ارزش منصفانه در بند ب2 تشریح شده است.

دارایی یا بدهی

اندازه‌گیری ارزش منصفانه همواره در مورد یک دارایی یا یک بدهی مشخص انجام می‌گیرد. بنابراین، واحد تجاری هنگام اندازه‌گیری ارزش منصفانه باید ویژگی‌های دارایی یا بدهی مورد نظر را که فعالان بازار در تاریخ اندازه‌گیری هنگام قیمت‌گذاری آن در نظر می‌گیرند، مدنظر قرار دهد.

این ویژگی‌ها، برای مثال، می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  1. وضعیت و موقعیت مکانی دارایی؛
  2. محدودیت‌های فروش یا استفاده از دارایی، در صورت وجود.

اثر هر یک از این ویژگی‌ها بر اندازه‌گیری ارزش منصفانه، با توجه به نحوه‌ای که فعالان بازار آن ویژگی را در قیمت‌گذاری دارایی یا بدهی لحاظ می‌کنند، متفاوت خواهد بود.

دارایی یا بدهی که به ارزش منصفانه اندازه‌گیری می‌شود، ممکن است یکی از موارد زیر باشد:

  1. یک دارایی یا یک بدهی به‌تنهایی، مانند یک ابزار مالی یا یک دارایی غیرمالی؛
  2. گروهی از دارایی‌ها، گروهی از بدهی‌ها یا ترکیبی از دارایی‌ها و بدهی‌ها، مانند یک واحد مولد نقد یا یک فعالیت تجاری.

اینکه برای مقاصد شناخت یا افشا، دارایی یا بدهی به‌صورت منفرد یا به‌صورت گروهی در نظر گرفته شود، به واحد حساب آن بستگی دارد. واحد حساب برای دارایی یا بدهی، به‌جز موارد

معامله

در اندازه‌گیری ارزش منصفانه فرض بر این است که دارایی یا بدهی، در یک معامله نظام‌مند بین فعالان بازار، بابت فروش دارایی یا انتقال بدهی، در تاریخ اندازه‌گیری و در شرایط جاری بازار مبادله می‌شود.

همچنین فرض می‌شود که معامله فروش دارایی یا انتقال بدهی در یکی از بازارهای زیر انجام می‌گیرد:

  1. بازار اصلی برای دارایی یا بدهی؛ یا
  2. در صورت نبود بازار اصلی، بازار دارای بیشترین مزایا برای دارایی یا بدهی.

واحد تجاری برای تشخیص بازار اصلی، یا در صورت نبود آن، برای شناسایی بازار دارای بیشترین مزایا، ملزم به جستجوی جامع در تمام بازارهای ممکن نیست، اما باید تمام اطلاعاتی را که به‌طور معقول در دسترس است، مدنظر قرار دهد. در نبود شواهد نقض‌کننده، بازاری که واحد تجاری به‌طور معمول در آن اقدام به فروش دارایی یا انتقال بدهی می‌کند، به‌عنوان بازار اصلی یا، در صورت نبود بازار اصلی، بازار دارای بیشترین مزایا فرض می‌شود.

چنانچه برای دارایی یا بدهی، بازار اصلی وجود داشته باشد، اندازه‌گیری ارزش منصفانه باید بیانگر قیمت در آن بازار باشد، صرف‌نظر از اینکه آن قیمت به‌طور مستقیم قابل مشاهده باشد یا با استفاده از تکنیک‌های ارزشیابی برآورد شود. این موضوع حتی در شرایطی صادق است که در تاریخ اندازه‌گیری، قیمت در بازار دیگری به‌طور بالقوه باصرفه‌تر باشد.

واحد تجاری باید در تاریخ اندازه‌گیری به بازار اصلی یا بازار دارای بیشترین مزایا دسترسی داشته باشد. از آنجا که واحدهای تجاری مختلف و فعالیت‌های تجاری آن‌ها ممکن است به بازارهای متفاوتی دسترسی داشته باشند، بازار اصلی یا بازار دارای بیشترین مزایا برای یک دارایی یا بدهی همانند می‌تواند در واحدهای تجاری مختلف متفاوت باشد. بنابراین، بازار اصلی یا بازار دارای بیشترین مزایا، و در نتیجه فعالان بازار مربوط، باید از دیدگاه واحد تجاری مورد توجه قرار گیرد.

اگرچه واحد تجاری باید امکان دسترسی به بازار را داشته باشد، اما نیازی نیست در تاریخ اندازه‌گیری بتواند دارایی مشخصی را بفروشد یا بدهی مشخصی را انتقال دهد تا بتواند ارزش منصفانه را بر مبنای قیمت آن بازار اندازه‌گیری کند.

حتی در شرایطی که بازار قابل مشاهده‌ای برای ارائه اطلاعات قیمت‌گذاری درباره فروش دارایی یا انتقال بدهی در تاریخ اندازه‌گیری وجود نداشته باشد، در اندازه‌گیری ارزش منصفانه فرض بر این است که معامله‌ای فرضی از دیدگاه یک فعال بازارِ دارنده دارایی یا متعهد بدهی در آن تاریخ انجام می‌شود. این معامله فرضی، مبنایی برای برآورد قیمت فروش دارایی یا انتقال بدهی فراهم می‌کند.

فعالان بازار

واحد تجاری باید ارزش منصفانه دارایی یا بدهی را با استفاده از مفروضاتی اندازه‌گیری کند که فعالان بازار هنگام قیمت‌گذاری دارایی یا بدهی به‌کار می‌گیرند، با این فرض که فعالان بازار در راستای بهترین منافع اقتصادی خود اقدام می‌کنند.

در تعیین این مفروضات، واحد تجاری نیازی به شناسایی فعالان خاص در بازار ندارد. در عوض، واحد تجاری باید با در نظر گرفتن عوامل مرتبط با موارد زیر، ویژگی‌هایی را مشخص کند که فعالان بازار را به‌طور کلی متمایز می‌سازد:

  1. دارایی یا بدهی مورد نظر؛
  2. بازار اصلی یا بازار دارای بیشترین مزایا برای آن دارایی یا بدهی؛
  3. فعالان بازاری که واحد تجاری در آن بازار با آن‌ها معامله می‌کند.

قیمت

ارزش منصفانه، قیمتی است که بابت فروش یک دارایی یا انتقال یک بدهی، در یک معامله نظام‌مند بین فعالان بازار، در تاریخ اندازه‌گیری و در شرایط جاری بازار قابل دریافت یا قابل پرداخت خواهد بود. این قیمت، قیمت خروجی محسوب می‌شود و صرف‌نظر از آن است که به‌طور مستقیم قابل مشاهده باشد یا با استفاده از تکنیک‌های ارزشیابی برآورد شود.

قیمتی که در بازار اصلی یا بازار دارای بیشترین مزایا برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه دارایی یا بدهی مورد استفاده قرار می‌گیرد، نباید بابت مخارج معامله تعدیل شود. مخارج معامله باید مطابق سایر استانداردهای حسابداری به حساب منظور شود. این مخارج، ویژگی دارایی یا بدهی محسوب نمی‌شود، بلکه مختص یک معامله خاص است و با توجه به نحوه انجام معامله دارایی یا بدهی توسط واحد تجاری، متفاوت خواهد بود.

مخارج معامله شامل مخارج حمل نمی‌شود. با این حال، اگر موقعیت مکانی از ویژگی‌های دارایی محسوب شود، برای مثال در مورد برخی کالاها، قیمت در بازار اصلی یا بازار دارای بیشترین مزایا باید بابت مخارجی تعدیل شود که در صورت وجود، در نتیجه حمل دارایی از موقعیت مکانی فعلی به آن بازار تحمل می‌شود.

کاربرد در مورد دارایی‌های غیرمالی

بیشترین و بهترین استفاده از دارایی‌های غیرمالی

در اندازه‌گیری ارزش منصفانه یک دارایی غیرمالی، توانایی فعالان بازار برای ایجاد منافع اقتصادی از طریق بیشترین و بهترین استفاده از دارایی مورد نظر، یا فروش آن به سایر فعالان بازاری که از آن دارایی بیشترین و بهترین استفاده را می‌کنند، مورد توجه قرار می‌گیرد.

در تعیین بیشترین و بهترین استفاده از دارایی غیرمالی، امکان‌پذیر بودن استفاده از دارایی به لحاظ فیزیکی، مجاز بودن از نظر قانونی و قابل توجیه بودن از نظر مالی، به شرح زیر در نظر گرفته می‌شود:

  1. برای امکان‌پذیر بودن استفاده به لحاظ فیزیکی، ویژگی‌های فیزیکی دارایی که فعالان بازار هنگام قیمت‌گذاری دارایی مدنظر قرار می‌دهند، مانند موقعیت مکانی یا اندازه دارایی؛
  2. برای مجاز بودن استفاده از نظر قانونی، محدودیت‌های قانونی مربوط به استفاده از دارایی که فعالان بازار هنگام قیمت‌گذاری دارایی مدنظر قرار می‌دهند، مانند مقررات منطقه‌ای قابل اعمال در مورد دارایی؛
  3. برای قابل توجیه بودن استفاده از نظر مالی، این موضوع که آیا استفاده از یک دارایی که از نظر فیزیکی امکان‌پذیر و از نظر قانونی مجاز است، درآمد یا جریان‌های نقدی کافی ایجاد می‌کند، با در نظر گرفتن مخارج تبدیل دارایی برای استفاده مورد نظر، به‌گونه‌ای که بازده سرمایه‌گذاری فعالان بازار از سرمایه‌گذاری در آن دارایی تأمین شود یا خیر.

بیشترین و بهترین استفاده از دارایی غیرمالی، از دیدگاه فعالان بازار تعیین می‌شود، حتی اگر واحد تجاری قصد استفاده متفاوتی از آن دارایی داشته باشد. با این حال، فرض بر این است که استفاده فعلی واحد تجاری از دارایی غیرمالی، بیشترین و بهترین استفاده است، مگر آنکه بازار یا سایر عوامل نشان دهد استفاده متفاوت توسط فعالان بازار، ارزش دارایی را حداکثر خواهد کرد.

واحد تجاری ممکن است برای حفظ موقعیت رقابتی یا به دلایل دیگر، قصد استفاده فعال یا بیشترین و بهترین استفاده از دارایی غیرمالی تحصیل‌شده را نداشته باشد. برای مثال، این موضوع زمانی مصداق دارد که واحد تجاری دارایی نامشهود تحصیل‌شده را به‌صورت تدافعی و به‌منظور جلوگیری از استفاده دیگران نگهداری کند. با وجود این، واحد تجاری باید ارزش منصفانه دارایی غیرمالی را با فرض بیشترین و بهترین استفاده از آن دارایی توسط فعالان بازار اندازه‌گیری کند.

پیش‌فرض ارزشیابی برای دارایی‌های غیرمالی

بیشترین و بهترین استفاده از دارایی غیرمالی، تعیین‌کننده پیش‌فرض ارزشیابی مورد استفاده در اندازه‌گیری ارزش منصفانه دارایی به شرح زیر است:

  1. بیشترین و بهترین استفاده از دارایی غیرمالی ممکن است از طریق استفاده از آن دارایی در ترکیب با سایر دارایی‌ها به‌عنوان یک گروه، پس از نصب یا سایر شیوه‌های آماده‌سازی برای استفاده، یا در ترکیب با سایر دارایی‌ها و بدهی‌ها، برای مثال یک فعالیت تجاری، حداکثر ارزش را برای فعالان بازار ایجاد کند.
    1. اگر بیشترین و بهترین استفاده از دارایی، استفاده از دارایی در ترکیب با سایر دارایی‌ها یا در ترکیب با سایر دارایی‌ها و بدهی‌ها باشد، ارزش منصفانه دارایی، قیمتی است که در یک معامله جاری بابت فروش دارایی دریافت می‌شود، با این فرض که آن دارایی همراه با سایر دارایی‌ها یا همراه با سایر دارایی‌ها و بدهی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد و دارایی‌ها و بدهی‌های مزبور، یعنی دارایی‌های مکمل و بدهی‌های مربوط به آن، در دسترس فعالان بازار است.
    2. بدهی‌های مرتبط با دارایی مزبور و بدهی‌های مرتبط با دارایی‌های مکمل، شامل بدهی‌هایی است که سرمایه در گردش را تأمین می‌کند، اما شامل بدهی‌های مورد استفاده برای تأمین مالی دارایی‌هایی به غیر از گروه دارایی‌ها نمی‌شود.
    3. مفروضات مربوط به بیشترین و بهترین استفاده از دارایی غیرمالی باید برای تمام دارایی‌ها، که بیشترین و بهترین استفاده در مورد آن‌ها مربوط است، در گروه دارایی‌ها یا گروه دارایی‌ها و بدهی‌هایی که دارایی در آن گروه مورد استفاده قرار می‌گیرد، متناقض نباشد.
  2. بیشترین و بهترین استفاده از یک دارایی غیرمالی ممکن است بر مبنای استفاده مستقل از دارایی، حداکثر ارزش را برای فعالان بازار فراهم کند. اگر بیشترین و بهترین استفاده از دارایی بر مبنای استفاده مستقل از دارایی باشد، ارزش منصفانه دارایی، قیمتی است که در معامله جاری بابت فروش دارایی به فعالان بازاری که دارایی را به‌صورت مستقل مورد استفاده قرار می‌دهند، دریافت می‌شود.

در اندازه‌گیری ارزش منصفانه یک دارایی غیرمالی، فرض می‌شود که دارایی مطابق با واحد حساب مشخص‌شده در سایر استانداردهای حسابداری، که ممکن است یک دارایی منفرد باشد، به فروش می‌رسد. این موضوع حتی در مواردی که در اندازه‌گیری ارزش منصفانه فرض می‌شود بیشترین و بهترین استفاده از دارایی از طریق ترکیب با سایر دارایی‌ها یا از طریق ترکیب با سایر دارایی‌ها و بدهی‌ها به‌دست می‌آید نیز مصداق دارد، زیرا در اندازه‌گیری ارزش منصفانه فرض بر این است که فعالان بازار، دارایی‌های مکمل و بدهی‌های مربوط به آن را در حال حاضر در اختیار دارند.

بند ب3، کاربرد مفهوم پیش‌فرض ارزشیابی برای دارایی‌های غیرمالی را تشریح می‌کند.

کاربرد در مورد بدهی‌ها و ابزارهای مالکانه خود واحد تجاری

اصول کلی

در اندازه‌گیری ارزش منصفانه، فرض بر این است که بدهی مالی، بدهی غیرمالی یا ابزار مالکانه خود واحد تجاری، مانند ابزارهای مالکانه منتشرشده به‌عنوان مابه‌ازا در ترکیب تجاری، در تاریخ اندازه‌گیری به فعالان بازار انتقال می‌یابد.

در انتقال بدهی یا ابزار مالکانه خود واحد تجاری، فرض بر این است که:

  1. بدهی به‌صورت تسویه‌نشده باقی می‌ماند و فعال بازارِ انتقال‌گیرنده ملزم به ایفای تعهدات مربوط به آن است. بدهی در تاریخ اندازه‌گیری با طرف مقابل تسویه نمی‌شود و به طریق دیگری نیز خاتمه نمی‌یابد.
  2. ابزار مالکانه خود واحد تجاری همچنان در جریان باقی می‌ماند و فعال بازارِ انتقال‌گیرنده، حقوق و مسئولیت‌های مرتبط با آن ابزار را می‌پذیرد. ابزار مالکانه در تاریخ اندازه‌گیری ابطال نمی‌شود و به طریق دیگری خاتمه نمی‌یابد.

حتی در مواردی که بازار قابل مشاهده‌ای برای ارائه اطلاعات قیمت‌گذاری درباره انتقال بدهی یا ابزار مالکانه خود واحد تجاری وجود ندارد، برای مثال به دلیل وجود محدودیت‌های قراردادی یا سایر محدودیت‌های قانونی که مانع انتقال این اقلام می‌شود، در صورت نگهداری این اقلام به‌عنوان دارایی توسط اشخاص دیگر، ممکن است بازار قابل مشاهده‌ای برای آن‌ها وجود داشته باشد؛ مانند اوراق مشارکت یا اختیار خرید سهام واحد تجاری.

واحد تجاری باید در تمامی موارد، برای دستیابی به هدف اندازه‌گیری ارزش منصفانه، استفاده از داده‌های ورودی قابل مشاهده مربوط را حداکثر و استفاده از داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده را حداقل کند. هدف از اندازه‌گیری ارزش منصفانه، برآورد قیمتی است که بدهی یا ابزار مالکانه در تاریخ اندازه‌گیری، در شرایط جاری بازار و در یک معامله نظام‌مند بین فعالان بازار، به آن قیمت منتقل می‌شود.

بدهی‌ها و ابزارهای مالکانه نگهداری‌شده به‌عنوان دارایی توسط اشخاص دیگر

هنگامی که قیمت اعلام‌شده برای انتقال یک بدهی همانند یا مشابه، یا ابزار مالکانه خود واحد تجاری در دسترس نباشد و شخص دیگری قلم همانندی را به‌عنوان دارایی در اختیار داشته باشد، واحد تجاری باید ارزش منصفانه بدهی یا ابزار مالکانه را از دیدگاه یک فعال بازار که در تاریخ اندازه‌گیری آن قلم همانند را به‌عنوان دارایی در اختیار دارد، اندازه‌گیری کند.

در چنین مواردی، واحد تجاری باید ارزش منصفانه بدهی یا ابزار مالکانه را به شرح زیر اندازه‌گیری کند:

  1. استفاده از قیمت اعلام‌شده در بازار فعال برای قلم همانندی که توسط شخص دیگری به‌عنوان دارایی نگهداری می‌شود، در صورتی که این قیمت در دسترس باشد.
  2. در صورتی که قیمت مزبور در دسترس نباشد، استفاده از سایر داده‌های ورودی قابل مشاهده، مانند قیمت اعلام‌شده در بازار غیرفعال برای قلم همانندی که توسط شخص دیگری به‌عنوان دارایی نگهداری می‌شود.
  3. در صورتی که قیمت‌های قابل مشاهده ذکرشده در بندهای قبل در دسترس نباشد، استفاده از یک تکنیک دیگر ارزشیابی، مانند:
    1. تکنیک با رویکرد درآمد، برای مثال تکنیک ارزش فعلی که از جریان‌های نقدی آتی استفاده می‌کند که فعال بازار انتظار دارد در قبال نگهداری بدهی یا ابزار مالکانه به‌عنوان دارایی دریافت نماید؛ به بندهای ب10 و ب11 مراجعه شود.
    2. تکنیک با رویکرد بازار، برای مثال استفاده از قیمت‌های اعلام‌شده برای بدهی‌ها یا ابزارهای مالکانه مشابه که توسط طرف‌های دیگر به‌عنوان دارایی نگهداری می‌شود؛ به بندهای ب5 تا ب7 مراجعه شود.

واحد تجاری باید قیمت اعلام‌شده برای بدهی یا ابزار مالکانه خود واحد تجاری را که توسط شخص دیگری به‌عنوان دارایی نگهداری می‌شود، تنها در صورتی تعدیل کند که عواملی مختص دارایی وجود داشته باشد که در اندازه‌گیری ارزش منصفانه بدهی یا ابزار مالکانه قابل استفاده نباشد. واحد تجاری باید اطمینان یابد که قیمت دارایی تحت تأثیر محدودیتی که مانع فروش آن دارایی می‌شود قرار نگرفته است.

برخی عوامل که ممکن است نشان دهد قیمت اعلام‌شده دارایی باید تعدیل شود، شامل موارد زیر است:

  1. قیمت اعلام‌شده برای دارایی، مربوط به بدهی یا ابزار مالکانه مشابه اما غیرهمانند است و توسط شخص دیگری به‌عنوان دارایی نگهداری می‌شود. برای مثال، بدهی یا ابزار مالکانه ممکن است دارای ویژگی خاصی، مانند وضعیت اعتباری ناشر، باشد که با آنچه در ارزش منصفانه بدهی یا ابزار مالکانه مشابه نگهداری‌شده به‌عنوان دارایی منعکس شده، متفاوت است.
  2. واحد حساب دارایی با واحد حساب بدهی یا ابزار مالکانه یکسان نیست. برای مثال، در مورد بدهی‌ها، در برخی موارد قیمت دارایی منعکس‌کننده قیمت ترکیبی مجموعه‌ای متشکل از تعهدات ناشر و تضمین‌های اعتباری شخص ثالث است. اگر واحد حساب بدهی، واحد حساب مجموعه ترکیب‌شده نباشد، هدف، اندازه‌گیری ارزش منصفانه بدهی ناشر است و نه ارزش منصفانه مجموعه ترکیب‌شده. بنابراین، در چنین مواردی، واحد تجاری به‌منظور حذف اثر تضمین اعتباری شخص ثالث، قیمت مشاهده‌شده برای دارایی را تعدیل می‌کند.

ریسک عدم ایفای تعهد

ارزش منصفانه بدهی، اثر ریسک عدم ایفای تعهد را منعکس می‌کند. ریسک عدم ایفای تعهد شامل ریسک اعتباری خود واحد تجاری است، طبق تعریف استاندارد حسابداری ۳۷ «ابزارهای مالی: افشا»، اما محدود به آن نمی‌شود. فرض بر این است که ریسک عدم ایفای تعهد، قبل و بعد از انتقال بدهی، یکسان است.

واحد تجاری هنگام اندازه‌گیری ارزش منصفانه یک بدهی، باید اثر ریسک اعتباری خود، یعنی وضعیت اعتباری، و سایر عواملی را که ممکن است احتمال ایفای یا عدم ایفای تعهد را تحت تأثیر قرار دهد، در نظر بگیرد. این اثر ممکن است با توجه به ماهیت بدهی متفاوت باشد، برای مثال:

  1. اینکه بدهی، تعهد تحویل نقد باشد، یعنی بدهی مالی، یا تعهد تحویل کالا یا خدمات باشد، یعنی بدهی غیرمالی؛
  2. شرایط تضمین اعتباری مرتبط با بدهی، در صورت وجود.

ارزش منصفانه بدهی، اثر ریسک عدم ایفای تعهد را بر مبنای واحد حساب آن منعکس می‌کند. ناشر بدهی منتشرشده همراه با یک تضمین اعتبار جدانشدنی شخص ثالث که جدا از بدهی گزارش می‌شود، نباید اثر تضمین اعتبار، مانند تضمین بدهی توسط شخص ثالث، را در اندازه‌گیری ارزش منصفانه بدهی در نظر گیرد.

در صورتی که تضمین اعتبار جدا از بدهی در نظر گرفته شود، ناشر هنگام اندازه‌گیری ارزش منصفانه بدهی، همچنان باید وضعیت اعتباری خود را مدنظر قرار دهد و نه وضعیت اعتباری شخص ثالث تضمین‌کننده.

محدودیتی که از انتقال بدهی یا ابزار مالکانه خود واحد تجاری جلوگیری می‌کند

واحد تجاری هنگام اندازه‌گیری ارزش منصفانه یک بدهی یا ابزار مالکانه خود واحد تجاری، نباید داده ورودی مستقلی لحاظ کند یا تعدیلی در سایر داده‌های ورودی مرتبط با وجود محدودیتی که از انتقال آن قلم جلوگیری می‌کند، انجام دهد. اثر محدودیتی که از انتقال بدهی یا ابزار مالکانه خود واحد تجاری جلوگیری می‌کند، به‌صورت صریح یا ضمنی در سایر داده‌های ورودی مورد استفاده برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه منظور شده است.

برای مثال، هم اعتباردهنده و هم ناشر، در تاریخ معامله، قیمت معامله بدهی را با آگاهی کامل از این موضوع که تعهد شامل محدودیتی است که از انتقال آن جلوگیری می‌کند، پذیرفته‌اند. با توجه به اینکه اثر این محدودیت در قیمت معامله لحاظ شده است، ضرورتی ندارد در تاریخ معامله، به‌منظور انعکاس اثر محدودیت بر انتقال، داده ورودی مستقلی در نظر گرفته شود یا تعدیلی در داده‌های موجود صورت گیرد.

همچنین، در تاریخ‌های بعدی اندازه‌گیری نیز لحاظ کردن داده ورودی مستقل یا تعدیل داده‌های ورودی موجود به‌منظور انعکاس اثر محدودیت بر انتقال، الزامی نیست.

بدهی مالی با ویژگی عندالمطالبه

ارزش منصفانه یک بدهی مالی با ویژگی عندالمطالبه، برای مثال سپرده دیداری، از ارزش منصفانه مبلغ قابل پرداخت در صورت مطالبه، که از نخستین تاریخی که آن مبلغ می‌تواند قابل پرداخت باشد تنزیل شده است، کمتر نیست.

کاربرد در مورد دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی با موقعیت‌های تهاتری

در ریسک‌های بازار یا ریسک اعتباری طرف معامله واحد تجاری که گروهی از دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی را نگهداری می‌کند، در معرض ریسک‌های بازار و ریسک اعتباری هر یک از طرف‌های معامله قرار دارد.در ریسک‌های بازار یا ریسک اعتباری طرف معامله چنانچه واحد تجاری این گروه از دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی را بر مبنای خالص آسیب‌پذیری خود از ریسک‌های بازار یا ریسک اعتباری مدیریت کند، مجاز به استفاده از استثنای این استاندارد در اندازه‌گیری ارزش منصفانه است.

این استثنا به واحد تجاری اجازه می‌دهد ارزش منصفانه گروه دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی را بر مبنای قیمتی اندازه‌گیری کند که در یک معامله نظام‌مند بین فعالان بازار، در تاریخ اندازه‌گیری و در شرایط جاری بازار، بابت فروش موقعیت خرید خالص، یعنی دارایی، در سطح ریسک مشخص دریافت می‌شود یا در نتیجه انتقال موقعیت فروش خالص، یعنی بدهی، در سطح ریسک مشخص پرداخت خواهد شد. بر این اساس، واحد تجاری باید ارزش منصفانه گروه دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی را در تاریخ اندازه‌گیری، مطابق با نحوه قیمت‌گذاری خالص آسیب‌پذیری از ریسک توسط فعالان بازار اندازه‌گیری کند.

واحد تجاری تنها در صورتی مجاز به استفاده از استثنای مندرج در بند 48 است که تمام شرایط زیر را احراز کند:

  1. گروه دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی را طبق مدیریت ریسک یا راهبرد سرمایه‌گذاری مستندشده واحد تجاری، بر مبنای خالص آسیب‌پذیری واحد تجاری از ریسک یا ریسک‌های خاص بازار یا ریسک اعتباری خاص طرف معامله مدیریت کند؛
  2. اطلاعات مربوط به گروه دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی را برای مدیران اصلی واحد تجاری، طبق تعریف استاندارد حسابداری ۱۲ «افشای اطلاعات اشخاص وابسته»، بر مبنای اشاره‌شده در بند قبل تهیه کند؛
  3. ملزم باشد یا تصمیم گرفته باشد دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی مزبور را در صورت وضعیت مالی در پایان هر دوره گزارشگری، به ارزش منصفانه اندازه‌گیری کند.

استثنای مندرج در بند 48 به ارائه صورت‌های مالی مربوط نمی‌شود. در برخی موارد، برای مثال زمانی که یکی از استانداردهای حسابداری ارائه ابزارهای مالی بر مبنای خالص را الزامی یا مجاز نمی‌داند، مبنای ارائه ابزارهای مالی در صورت وضعیت مالی با مبنای اندازه‌گیری آن‌ها متفاوت خواهد بود.

در چنین مواردی، واحد تجاری ممکن است ملزم باشد تعدیلات در سطح پرتفوی را به هر یک از دارایی‌ها یا بدهی‌های تشکیل‌دهنده گروه دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی که بر مبنای خالص آسیب‌پذیری از ریسک مدیریت می‌شود، تخصیص دهد. این تخصیص باید بر مبنایی معقول و یکنواخت و با استفاده از روش‌شناسی متناسب با شرایط انجام شود.

واحد تجاری برای استفاده از استثنای مندرج در بند 48 باید درباره رویه حسابداری، طبق استاندارد حسابداری ۳۴ «رویه‌های حسابداری، تغییر در برآوردهای حسابداری و اشتباهات»، تصمیم‌گیری کند. واحد تجاری که از این استثنا استفاده می‌کند، باید این رویه حسابداری، از جمله رویه تخصیص تعدیلات قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش و تعدیلات اعتباری، را در موارد مقتضی به‌صورت یکنواخت طی دوره‌های مختلف برای یک پرتفوی خاص به‌کار گیرد.

آسیب‌پذیری از ریسک‌های بازار

هنگام به‌کارگیری استثنای مندرج در بند 48 برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه گروهی از دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی که بر مبنای خالص آسیب‌پذیری واحد تجاری از ریسک یا ریسک‌های بازار مدیریت می‌شود، واحد تجاری باید قیمتی را در دامنه قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش به‌کار گیرد که بهترین معرف از ارزش منصفانه در شرایط خالص آسیب‌پذیری واحد تجاری از ریسک‌های بازار باشد.

واحد تجاری هنگام به‌کارگیری استثنای مندرج در بند 48 باید اطمینان یابد که ریسک یا ریسک‌های بازار که واحد تجاری در آن گروه دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی در معرض آن قرار دارد، تا حد زیادی یکسان است. برای مثال، واحد تجاری ریسک نرخ سود مرتبط با یک دارایی مالی را با ریسک قیمت کالای مرتبط با یک بدهی مالی ترکیب نمی‌کند، زیرا چنین ترکیبی آسیب‌پذیری واحد تجاری از ریسک نرخ سود یا ریسک قیمت کالا را کاهش نمی‌دهد.

هنگام به‌کارگیری استثنای مندرج در بند 48، باید برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی گروه، هرگونه ریسک پایه ناشی از پارامترهای غیرهمانند ریسک بازار در نظر گرفته شود.

به همین ترتیب، مدت زمان قرار گرفتن واحد تجاری در معرض ریسک یا ریسک‌های بازار ناشی از دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی نیز باید تا حد زیادی یکسان باشد. برای مثال، واحد تجاری‌ای که از قرارداد آتی ۱۲ ماهه برای پوشش جریان‌های نقدی مرتبط با آسیب‌پذیری از ریسک نرخ سود ۱۲ ماهه یک ابزار مالی ۵ ساله استفاده می‌کند، ارزش منصفانه آسیب‌پذیری از ریسک نرخ سود ۱۲ ماهه را بر مبنای خالص و ارزش منصفانه آسیب‌پذیری از باقیمانده ریسک نرخ سود، یعنی سال‌های دوم تا پنجم، را بر مبنای ناخالص اندازه‌گیری می‌کند.

آسیب‌پذیری از ریسک اعتباری یک طرف معامله مشخص

هنگام به‌کارگیری استثنای مندرج در بند 48 برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه گروهی از دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی در ارتباط با یک طرف معامله مشخص، واحد تجاری باید اثر خالص آسیب‌پذیری خود از ریسک اعتباری مرتبط با آن طرف معامله یا اثر خالص آسیب‌پذیری طرف معامله از ریسک اعتباری واحد تجاری را در اندازه‌گیری ارزش منصفانه لحاظ کند.

این موضوع در شرایطی مصداق دارد که فعالان بازار، توافق‌های موجودی را که موجب کاهش آسیب‌پذیری از ریسک اعتباری در شرایط نکول می‌شود، در نظر می‌گیرند؛ برای مثال، توافق‌های جامع خالص‌سازی با طرف معامله یا توافق‌هایی که مستلزم مبادله وثیقه بر مبنای خالص آسیب‌پذیری هر یک از طرف‌های معامله از ریسک اعتباری طرف دیگر است.

اندازه‌گیری ارزش منصفانه باید منعکس‌کننده انتظارات فعالان بازار از احتمال اجرایی شدن قانونی چنین توافق‌هایی در شرایط نکول باشد.

ارزش منصفانه در شناخت اولیه

هنگامی که در یک عملیات مبادله‌ای، یک دارایی تحصیل یا یک بدهی تقبل می‌شود، قیمت معامله معادل قیمت پرداختی برای تحصیل دارایی یا قیمت دریافتی برای تقبل بدهی است که به آن قیمت ورودی گفته می‌شود. در مقابل، ارزش منصفانه دارایی یا بدهی، قیمتی است که در ازای فروش دارایی دریافت یا در ازای انتقال بدهی پرداخت می‌شود که قیمت خروجی محسوب می‌شود.

واحدهای تجاری لزوماً دارایی‌ها را به قیمت پرداخت‌شده برای تحصیل آن‌ها نمی‌فروشند. به همین ترتیب، واحدهای تجاری لزوماً بدهی‌ها را به قیمت دریافت‌شده در ازای تقبل آن‌ها منتقل نمی‌کنند.

در بسیاری از موارد، قیمت معامله با ارزش منصفانه برابر است. برای مثال، این وضعیت زمانی مصداق دارد که در تاریخ معامله، خرید یک دارایی در بازاری انجام شود که همان دارایی در آن بازار به فروش می‌رسد.

واحد تجاری هنگام تعیین اینکه آیا ارزش منصفانه در شناخت اولیه با قیمت معامله برابر است یا خیر، باید عوامل مختص به آن معامله و دارایی یا بدهی مربوط را در نظر بگیرد. در بند ب4، شرایطی تشریح می‌شود که در آن‌ها قیمت معامله ممکن است بیانگر ارزش منصفانه دارایی یا بدهی در شناخت اولیه نباشد.

چنانچه استاندارد حسابداری دیگری، واحد تجاری را در شناخت اولیه ملزم یا مجاز به اندازه‌گیری یک دارایی یا یک بدهی به ارزش منصفانه کند و قیمت معامله با ارزش منصفانه تفاوت داشته باشد، واحد تجاری باید هرگونه سود یا زیان حاصل را در صورت سود و زیان شناسایی کند، مگر آنکه آن استاندارد، نحوه عمل دیگری را تعیین کرده باشد.

تکنیک‌های ارزشیابی

واحد تجاری باید از تکنیک‌های ارزشیابی استفاده کند که متناسب با شرایط باشد و برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه، داده‌های کافی برای آن‌ها در دسترس باشد. این تکنیک‌ها باید به‌گونه‌ای انتخاب شوند که استفاده از داده‌های ورودی قابل مشاهده مربوط را حداکثر و استفاده از داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده را حداقل کند.

هدف از استفاده از یک تکنیک ارزشیابی، برآورد قیمتی است که بر اساس آن، یک معامله نظام‌مند برای فروش دارایی یا انتقال بدهی بین فعالان بازار، در تاریخ اندازه‌گیری و در شرایط جاری بازار انجام می‌شود. سه تکنیک ارزشیابی که به‌طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرند، شامل تکنیک با رویکرد بازار، تکنیک با رویکرد بهای تمام‌شده و تکنیک با رویکرد درآمد است. جنبه‌های اصلی این رویکردها در بندهای ب5 تا ب11 به‌طور خلاصه تشریح شده است. واحد تجاری باید برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه از تکنیک‌های ارزشیابی سازگار با یک یا چند مورد از این رویکردها استفاده کند.

در برخی موارد، تنها یک تکنیک ارزشیابی مناسب است؛ مانند زمانی که دارایی یا بدهی با استفاده از قیمت‌های اعلام‌شده در یک بازار فعال برای دارایی‌ها یا بدهی‌های همانند ارزشیابی می‌شود. در سایر موارد، ممکن است چندین تکنیک ارزشیابی مناسب باشد؛ برای مثال، در ارزشیابی یک واحد مولد نقد. در صورتی که از چندین تکنیک ارزشیابی برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه استفاده شود، نتایج حاصل، یعنی شاخص‌های مربوط به ارزش منصفانه، باید با توجه به معقول بودن دامنه ارزش‌های مبتنی بر آن نتایج ارزیابی شود. اندازه‌گیری ارزش منصفانه، نقطه‌ای از آن دامنه است که بهترین معرف از ارزش منصفانه در آن شرایط باشد.

چنانچه قیمت معامله، ارزش منصفانه در شناخت اولیه باشد و برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه در دوره‌های بعد از یک تکنیک ارزشیابی استفاده شود که مبتنی بر داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده است، آن تکنیک ارزشیابی باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که نتیجه آن در شناخت اولیه با قیمت معامله برابر باشد. این تنظیم اطمینان می‌دهد که تکنیک ارزشیابی شرایط جاری بازار را منعکس می‌کند و به واحد تجاری در تعیین اینکه آیا تعدیل تکنیک ارزشیابی ضرورت دارد یا خیر کمک می‌کند؛ برای مثال، ممکن است دارایی یا بدهی دارای ویژگی خاصی باشد که در تکنیک ارزشیابی مورد توجه قرار نگرفته است.

پس از شناخت اولیه، هنگام اندازه‌گیری ارزش منصفانه با استفاده از یک یا چند تکنیک ارزشیابی که از داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده استفاده می‌کنند، واحد تجاری باید اطمینان یابد که این تکنیک‌ها، داده‌های ورودی قابل مشاهده در بازار، مانند قیمت دارایی یا بدهی مشابه، را در تاریخ اندازه‌گیری منعکس می‌کنند.

تکنیک‌های ارزشیابی مورد استفاده برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه باید به‌صورت یکنواخت و با ثبات رویه به‌کار گرفته شود. با این حال، تغییر در تکنیک ارزشیابی یا در نحوه به‌کارگیری آن، برای مثال تغییر در وزن‌دهی هنگام استفاده از چندین تکنیک ارزشیابی یا تغییر در تعدیلات اعمال‌شده، در صورتی مناسب است که منجر به مبلغی شود که معرف بهتری از ارزش منصفانه باشد یا حداقل به همان اندازه معرف ارزش منصفانه در آن شرایط تلقی شود.

برای نمونه، چنین تغییری ممکن است در صورت وقوع هر یک از رویدادهای زیر مناسب باشد:

  1. ایجاد بازارهای جدید؛
  2. در دسترس بودن اطلاعات جدید؛
  3. در دسترس نبودن اطلاعات مورد استفاده در گذشته؛
  4. بهبود تکنیک‌های ارزشیابی؛
  5. تغییر شرایط بازار.

تجدیدنظرهای ناشی از تغییر در یک تکنیک ارزشیابی یا در نحوه به‌کارگیری آن، باید طبق استاندارد حسابداری ۳۴ به‌عنوان تغییر در برآورد حسابداری محسوب شود. با این حال، افشاهای مقرر در استاندارد حسابداری ۳۴ در خصوص تغییر در برآورد حسابداری، بابت تجدیدنظرهای ناشی از تغییر در یک تکنیک ارزشیابی یا نحوه به‌کارگیری آن، الزامی نیست.

داده‌های ورودی تکنیک‌های ارزشیابی

اصول کلی

در تکنیک‌های ارزشیابی به‌کارگرفته‌شده برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه، باید استفاده از داده‌های ورودی قابل مشاهده مربوط حداکثر و استفاده از داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده حداقل شود.

نمونه‌هایی از بازارهایی که در آن داده‌های ورودی مربوط به برخی دارایی‌ها و بدهی‌ها، برای مثال ابزارهای مالی، ممکن است قابل مشاهده باشد، شامل بازارهای بورس، بازارهای معامله‌گری، بازارهای کارگزاری و بازارهای بدون واسطه است.

واحد تجاری باید داده‌های ورودی را به‌گونه‌ای انتخاب کند که با ویژگی‌های دارایی یا بدهی مورد نظر، که فعالان بازار هنگام معامله آن دارایی یا بدهی در نظر می‌گیرند، سازگار باشد.

در برخی موارد، این ویژگی‌ها منجر به انجام تعدیل‌هایی مانند صرف یا کسر می‌شود، برای مثال صرف کنترل یا کسر منافع فاقد حق کنترل. با این حال، در اندازه‌گیری ارزش منصفانه نباید صرف یا کسری لحاظ شود که با واحد حساب مندرج در استانداردی که اندازه‌گیری ارزش منصفانه را الزامی یا مجاز می‌کند، سازگار نباشد.

صرف‌ها یا کسرهایی که اندازه را به‌عنوان ویژگی میزان نگهداری دارایی یا بدهی توسط واحد تجاری منعکس می‌کند، و نه به‌عنوان ویژگی خود دارایی یا بدهی، در اندازه‌گیری ارزش منصفانه در نظر گرفته نمی‌شود. برای مثال، عامل عرضه بلوکی که قیمت اعلام‌شده دارایی یا بدهی را به این دلیل تعدیل می‌کند که حجم عادی معاملات روزانه بازار برای جذب مقادیر نگهداری‌شده توسط واحد تجاری کافی نیست.

در تمامی موارد، به استثنای موارد مشخص‌شده در بند 78، چنانچه قیمت اعلام‌شده در یک بازار فعال، یعنی داده ورودی سطح 1، برای دارایی یا بدهی وجود داشته باشد، واحد تجاری باید هنگام اندازه‌گیری ارزش منصفانه، آن قیمت را بدون تعدیل مورد استفاده قرار دهد.

داده‌های ورودی مبتنی بر قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش

اگر دارایی یا بدهی اندازه‌گیری‌شده به ارزش منصفانه دارای قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش باشد، برای مثال داده‌های ورودی حاصل از بازار معامله‌گری، قیمتی که در دامنه قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش بهترین معرف از ارزش منصفانه در آن شرایط است، باید برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه مورد استفاده قرار گیرد. این موضوع صرف‌نظر از جایگاه آن داده ورودی در طبقه‌بندی سلسله‌مراتب ارزش منصفانه، یعنی سطح ۱، ۲ یا ۳، صادق است.

استفاده از قیمت‌های پیشنهادی خرید برای موقعیت دارایی و قیمت‌های پیشنهادی فروش برای موقعیت بدهی مجاز است، اما الزامی نیست.

این استاندارد، استفاده از قیمت‌گذاری بر مبنای میانگین قیمت‌های بازار یا سایر روش‌های قیمت‌گذاری را که فعالان بازار به‌عنوان راهکار عملی برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه در دامنه قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش به‌کار می‌گیرند، منع نمی‌کند.

سلسله‌مراتب ارزش منصفانه

در این استاندارد، به‌منظور افزایش ثبات رویه و قابلیت مقایسه در اندازه‌گیری ارزش منصفانه و افشاهای مرتبط با آن، سلسله‌مراتب ارزش منصفانه تعیین می‌شود. به موجب این سلسله‌مراتب، داده‌های ورودی تکنیک‌های ارزشیابی مورد استفاده در اندازه‌گیری ارزش منصفانه، در سه سطح طبقه‌بندی می‌شوند. در این سلسله‌مراتب، بالاترین اولویت به قیمت‌های اعلام‌شده تعدیل‌نشده در بازارهای فعال برای دارایی‌ها و بدهی‌های همانند، یعنی داده‌های ورودی سطح ۱، و پایین‌ترین اولویت به داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده، یعنی داده‌های ورودی سطح ۳، اختصاص دارد.

در برخی موارد، داده‌های ورودی مورد استفاده برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه یک دارایی یا یک بدهی ممکن است در سطوح مختلف سلسله‌مراتب ارزش منصفانه طبقه‌بندی شوند. در چنین مواردی، کلیت اندازه‌گیری ارزش منصفانه در همان سطحی از سلسله‌مراتب طبقه‌بندی می‌شود که داده ورودی واقع در پایین‌ترین سطح، نسبت به کلیت اندازه‌گیری بااهمیت تلقی می‌شود. ارزیابی اهمیت یک داده ورودی خاص نسبت به کلیت اندازه‌گیری، مستلزم اعمال قضاوت و در نظر گرفتن عوامل مختص دارایی یا بدهی است.

هنگام تعیین سطحی از سلسله‌مراتب ارزش منصفانه که اندازه‌گیری ارزش منصفانه در آن طبقه‌بندی می‌شود، نباید تعدیلاتی که برای دستیابی به اندازه‌گیری مبتنی بر ارزش منصفانه انجام می‌شود، مانند مخارج فروش هنگام اندازه‌گیری ارزش منصفانه پس از کسر مخارج فروش، لحاظ گردد.

قابلیت دسترسی به داده‌های ورودی مربوط و ماهیت نسبتاً ذهنی آن‌ها ممکن است بر انتخاب تکنیک‌های ارزشیابی مناسب اثر بگذارد. با وجود این، سلسله‌مراتب ارزش منصفانه، داده‌های ورودی تکنیک‌های ارزشیابی را اولویت‌بندی می‌کند، نه خود تکنیک‌های ارزشیابی مورد استفاده در اندازه‌گیری ارزش منصفانه.

برای مثال، اندازه‌گیری ارزش منصفانه با استفاده از تکنیک ارزش فعلی، با توجه به اهمیت داده‌های ورودی نسبت به کلیت اندازه‌گیری و سطحی از سلسله‌مراتب ارزش منصفانه که داده‌های ورودی مربوط در آن سطح طبقه‌بندی شده‌اند، ممکن است در سطح ۲ یا سطح ۳ طبقه‌بندی شود.

چنانچه یک داده ورودی قابل مشاهده مستلزم تعدیل با استفاده از یک داده ورودی غیرقابل مشاهده باشد و آن تعدیل به‌طور قابل ملاحظه‌ای باعث افزایش یا کاهش ارزش منصفانه شود، اندازه‌گیری حاصل در سطح ۳ سلسله‌مراتب ارزش منصفانه طبقه‌بندی می‌شود. برای مثال، اگر یک فعال بازار هنگام برآورد قیمت دارایی، اثر محدودیت فروش دارایی را در نظر بگیرد و واحد تجاری برای انعکاس اثر آن محدودیت، قیمت اعلام‌شده را تعدیل کند، در صورتی که قیمت اعلام‌شده یک داده ورودی سطح ۲ و تعدیل انجام‌شده داده ورودی غیرقابل مشاهده‌ای باشد که نسبت به کلیت اندازه‌گیری بااهمیت است، اندازه‌گیری در سطح ۳ سلسله‌مراتب ارزش منصفانه طبقه‌بندی می‌شود.

داده‌های ورودی سطح 1

داده‌های ورودی سطح 1، قیمت‌های اعلام‌شده تعدیل‌نشده در بازارهای فعال برای دارایی‌ها یا بدهی‌های همانند است که واحد تجاری می‌تواند در تاریخ اندازه‌گیری به آن‌ها دست یابد.

قیمت اعلام‌شده در بازار فعال، قابل‌اتکاترین شواهد از ارزش منصفانه را فراهم می‌کند و به استثنای مورد مندرج در بند 78، در صورت در دسترس بودن، باید بدون تعدیل برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه به‌کار گرفته شود.

داده‌های ورودی سطح 1 برای بسیاری از دارایی‌های مالی و بدهی‌های مالی در دسترس است که برخی از آن‌ها در چندین بازار فعال، برای مثال در بورس‌های مختلف، معامله می‌شوند. بنابراین، در سطح 1 بر تعیین هر دو مورد زیر تأکید می‌شود:

  1. بازار اصلی برای دارایی یا بدهی یا، در صورت نبود بازار اصلی، بازار دارای بیشترین مزایا برای دارایی یا بدهی؛
  2. اینکه واحد تجاری می‌تواند آن دارایی یا بدهی را در تاریخ اندازه‌گیری به قیمت مزبور در آن بازار معامله کند یا خیر.

واحد تجاری نباید داده‌های ورودی سطح 1 را، به استثنای شرایط زیر، تعدیل کند:

  1. هنگامی که واحد تجاری تعداد زیادی دارایی یا بدهی مشابه اما غیرهمانند، برای مثال اوراق بدهی، در اختیار دارد که به ارزش منصفانه اندازه‌گیری می‌شوند و برای هر یک از آن‌ها قیمت اعلام‌شده در بازار فعال در دسترس است، اما دستیابی آسان به آن قیمت‌ها امکان‌پذیر نیست. در این شرایط، واحد تجاری ممکن است به‌عنوان یک راهکار عملی، ارزش منصفانه را با استفاده از روش قیمت‌گذاری جایگزین، مانند قیمت‌گذاری ماتریسی، اندازه‌گیری کند. با وجود این، استفاده از روش قیمت‌گذاری جایگزین، منجر به اندازه‌گیری ارزش منصفانه‌ای می‌شود که در سطح پایین‌تری از سلسله‌مراتب ارزش منصفانه طبقه‌بندی می‌گردد.
  2. هنگامی که قیمت اعلام‌شده در یک بازار فعال، بیانگر ارزش منصفانه در تاریخ اندازه‌گیری نباشد. این موضوع برای مثال زمانی مصداق دارد که رویدادهای مهمی، مانند معاملات در بازار بدون واسطه، دادوستد در بازار کارگزاری یا انتشار اطلاعیه‌ها، پس از بسته شدن بازار و پیش از تاریخ اندازه‌گیری رخ دهد. واحد تجاری باید رویه‌ای را برای شناسایی چنین رویدادهایی تعیین کند و آن را به‌طور یکنواخت به‌کار گیرد. با این حال، هرگونه تعدیل قیمت اعلام‌شده بابت اطلاعات جدید، منجر به اندازه‌گیری ارزش منصفانه‌ای می‌شود که در سطح پایین‌تری از سلسله‌مراتب ارزش منصفانه طبقه‌بندی می‌گردد.
  3. هنگام اندازه‌گیری ارزش منصفانه بدهی یا ابزار مالکانه خود واحد تجاری با استفاده از قیمت اعلام‌شده برای قلم همانندی که در بازار فعال به‌عنوان دارایی معامله می‌شود و لازم است آن قیمت بابت عوامل مختص آن قلم یا آن دارایی تعدیل شود. در صورتی که الزام به تعدیل قیمت اعلام‌شده وجود نداشته باشد، نتیجه اندازه‌گیری ارزش منصفانه‌ای خواهد بود که در سطح 1 سلسله‌مراتب ارزش منصفانه طبقه‌بندی می‌شود. با این حال، هرگونه تعدیل قیمت اعلام‌شده دارایی، منجر به اندازه‌گیری ارزش منصفانه‌ای می‌شود که در سطح پایین‌تری از سلسله‌مراتب ارزش منصفانه طبقه‌بندی می‌گردد.

چنانچه واحد تجاری موقعیت یک دارایی یا یک بدهی را در اختیار داشته باشد، شامل موقعیتی متشکل از تعداد زیادی دارایی یا بدهی همانند، مانند مجموعه‌ای از ابزارهای مالی، و آن دارایی یا بدهی در بازار فعال معامله شود، ارزش منصفانه آن دارایی یا بدهی باید بر اساس قیمت اعلام‌شده هر دارایی یا بدهی و مقدار نگهداری‌شده توسط واحد تجاری، در سطح 1 اندازه‌گیری شود. این موضوع حتی در شرایطی صادق است که حجم عادی معاملات روزانه بازار به اندازه‌ای نباشد که مقادیر نگهداری‌شده توسط واحد تجاری را جذب کند و ارائه سفارش‌های فروش این موقعیت در یک معامله واحد، ممکن است بر قیمت اعلام‌شده اثر بگذارد.

داده‌های ورودی سطح 2

داده‌های ورودی سطح 2، داده‌های ورودی غیر از قیمت‌های اعلام‌شده مشمول سطح 1 هستند که برای دارایی یا بدهی مورد نظر، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم قابل مشاهده می‌باشند.

چنانچه دارایی یا بدهی مورد نظر دارای دوره زمانی معین، یعنی دوره قراردادی، باشد، داده‌های ورودی سطح 2 باید برای بخش عمده‌ای از کل دوره زمانی دارایی یا بدهی قابل مشاهده باشد.

داده‌های ورودی سطح 2 شامل موارد زیر است:

  1. قیمت‌های اعلام‌شده برای دارایی‌ها یا بدهی‌های مشابه در بازارهای فعال؛
  2. قیمت‌های اعلام‌شده برای دارایی‌ها یا بدهی‌های همانند یا مشابه در بازارهایی که فعال نیستند؛
  3. داده‌های ورودی غیر از قیمت‌های اعلام‌شده که برای دارایی یا بدهی مورد نظر قابل مشاهده است، برای مثال:
    1. منحنی‌های بازده و نرخ‌های سود قابل مشاهده اعلام‌شده در فواصل زمانی مشخص؛
    2. نوسان‌های مورد انتظار؛
    3. تفاوت‌های اعتباری.
  4. داده‌های ورودی تأییدشده بازار.

تعدیلات داده‌های ورودی سطح 2 با توجه به عوامل مختص دارایی یا بدهی متفاوت است. این عوامل شامل موارد زیر می‌باشد:

  1. وضعیت یا موقعیت مکانی دارایی؛
  2. میزان ارتباط داده‌های ورودی با اقلامی که با دارایی یا بدهی مورد نظر قابل مقایسه هستند، شامل عوامل تشریح‌شده در بند 39؛
  3. حجم یا سطح فعالیت در بازارهایی که داده‌های ورودی در آن‌ها مشاهده می‌شود.

در صورتی که برای انجام تعدیلات از داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده بااهمیت استفاده شود، تعدیل داده ورودی سطح 2 که نسبت به کلیت اندازه‌گیری بااهمیت است، می‌تواند منجر به اندازه‌گیری ارزش منصفانه‌ای شود که در سطح 3 سلسله‌مراتب ارزش منصفانه طبقه‌بندی می‌گردد.

بند ب35، استفاده از داده‌های ورودی سطح 2 برای برخی دارایی‌ها و بدهی‌ها را تشریح می‌کند.

داده‌های ورودی سطح 3

داده‌های ورودی سطح 3، داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده برای دارایی یا بدهی هستند.

داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه باید تا حدی مورد استفاده قرار گیرند که داده‌های ورودی قابل مشاهده مربوط در دسترس نباشند؛ برای مثال در شرایطی که برای دارایی یا بدهی در تاریخ اندازه‌گیری، فعالیت بازار وجود ندارد یا سطح آن پایین است. با وجود این، هدف اندازه‌گیری ارزش منصفانه، یعنی قیمت خروجی در تاریخ اندازه‌گیری از دیدگاه یک فعال بازارِ دارنده دارایی یا متعهد بدهی، تغییر نمی‌کند.

بنابراین، داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده باید مفروضاتی را که فعالان بازار هنگام قیمت‌گذاری دارایی یا بدهی به‌کار می‌گیرند، از جمله مفروضات مربوط به ریسک، منعکس کند.

مفروضات مربوط به ریسک، شامل ریسک ذاتی تکنیک ارزشیابی خاص مورد استفاده برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه، مانند مدل قیمت‌گذاری، و ریسک ذاتی داده‌های ورودی آن تکنیک ارزشیابی است. چنانچه فعالان بازار هنگام قیمت‌گذاری دارایی یا بدهی این ریسک‌ها را در نظر بگیرند، اندازه‌گیری بدون تعدیل بابت ریسک، بیانگر اندازه‌گیری ارزش منصفانه نخواهد بود.

برای مثال، در صورت وجود عدم اطمینان قابل ملاحظه در اندازه‌گیری، ممکن است تعدیل بابت ریسک ضروری باشد؛ مانند زمانی که کاهش قابل ملاحظه‌ای در حجم یا سطح فعالیت بازار برای دارایی‌ها یا بدهی‌های مشابه، در مقایسه با فعالیت عادی بازار برای دارایی یا بدهی مورد نظر وجود دارد و واحد تجاری طبق بندهای ب37 تا ب47 تشخیص می‌دهد که قیمت معامله یا قیمت اعلام‌شده بیانگر ارزش منصفانه نیست.

واحد تجاری باید داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده را با استفاده از بهترین اطلاعات در دسترس در آن شرایط ایجاد کند که می‌تواند شامل داده‌های خود واحد تجاری باشد. واحد تجاری می‌تواند برای ایجاد داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده، کار را با داده‌های خود آغاز کند.

با این حال، چنانچه اطلاعاتی که به‌طور معقول در دسترس است نشان دهد که سایر فعالان بازار از داده‌های متفاوتی استفاده می‌کنند، یا داده‌های خاصی درباره واحد تجاری وجود داشته باشد که در دسترس سایر فعالان بازار نیست، مانند هم‌افزایی خاص واحد تجاری، واحد تجاری باید داده‌های خود را تعدیل کند.

واحد تجاری برای کسب اطلاعات درباره مفروضات فعالان بازار، نیازی به انجام تلاش گسترده ندارد، اما باید تمامی اطلاعات مربوط به مفروضات فعالان بازار را که به‌طور معقول در دسترس است، در نظر بگیرد. داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده‌ای که به شیوه تشریح‌شده ایجاد می‌شود، به‌عنوان مفروضات فعالان بازار تلقی شده و هدف اندازه‌گیری ارزش منصفانه را محقق می‌کند.

بند ب36، استفاده از داده‌های ورودی سطح 3 برای برخی دارایی‌ها و بدهی‌ها را تشریح می‌کند.

افشا

90. واحد تجاری باید اطلاعاتی افشا کند که در ارزیابی هر دو مورد زیر، به استفاده‌کنندگان صورتهای مالی کمک کند:

  • الف. تکنیکهای ارزشيابي و داده‌های ورودی مورد استفاده برای اندازه‌گیری داراییها و بدهیهایی که پس از شناخت اولیه، در صورت وضعیت مالی بطور متناوب یا غیرمتناوب به ارزش منصفانه اندازه‌گیری می‌شود.
  • ب. در مورد اندازه‌گیری‌های متناوب ارزش منصفانه با استفاده از داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده بااهمیت (سطح 3)، تأثیر اندازه‌گیری‌ها بر سود یا زیان دوره یا ساير اقلام سود و زیان جامع دوره.

91. واحد تجاری برای دستیابی به اهداف مندرج در بند 90، باید تمام موارد زیر را در نظر بگیرد:

  • الف. سطح جزئیات لازم برای رعایت الزامات افشا؛
  • ب. میزان تأکید بر هر یک از الزامات مختلف؛
  • پ. میزان تجمیع یا تفكيك مورد نظر؛ و
  • ت. اینکه استفاده‌کنندگان صورتهای مالی، برای ارزیابی اطلاعات کمّی افشاشده، به اطلاعات بیشتر نیاز دارند یا خیر.

اگر موارد افشاشده طبق این استاندارد و سایر استانداردهای حسابداری، برای دستیابی به اهداف مندرج در بند 90 کافی نباشد، واحد تجاری باید اطلاعات بيشتري را که برای دستیابی به آن اهداف ضروری است، افشا کند.

واحد تجاری به منظور دستیابی به اهداف مندرج در بند 90، باید حداقل اطلاعات زير را برای هر طبقه از داراییها و بدهیها (برای کسب اطلاعات از نحوه تعيين طبقه‌های مناسب داراییها و بدهیها، به بند 93 مراجعه شود) که پس از شناخت اوليه، در صورت وضعیت مالی به ارزش منصفانه اندازه‌گيري مي‌شود (شامل اندازه‌گیریهای مبتني بر ارزش منصفانه در دامنه کاربرد این استاندارد)، افشا کند:

  • الف. برای اندازه‌گیریهای متناوب و غیرمتناوب ارزش منصفانه، اندازه‌گیری ارزش منصفانه در پایان دوره گزارشگری، و برای اندازه‌گیریهای غیرمتناوب ارزش منصفانه، دلایل اندازه‌گیری. اندازه‌گیری‌های متناوب داراییها یا بدهیها به ارزش منصفانه، به مواردی اطلاق می‌شود که طبق سایر استانداردهای حسابداری، انعکاس آن در صورت وضعیت مالی پایان هر دوره گزارشگری الزامي یا مجاز است. اندازه‌گیری غیرمتناوب داراییها یا بدهیها به ارزش منصفانه، شامل مواردی است که سایر استانداردهای حسابداری، انعکاس به ارزش منصفانه در صورت وضعيت مالي را در شرایط خاصی الزامي یا مجاز می‌کنند.
  • ب. برای اندازه‌گیریهای متناوب و غیرمتناوب ارزش منصفانه، سطح سلسله مراتب ارزش منصفانه (سطح 1، 2 یا 3) که در آن سطح، اندازه‌گيريهای ارزش منصفانه بطور کامل طبقه‌بندی می‌شوند.
  • پ. برای داراییها و بدهیهايی كه در پایان دوره گزارشگری بطور متناوب به ارزش منصفانه اندازه‌گیری می‌شوند، مبالغ انتقال بین سطح 1 و سطح 2 سلسله مراتب ارزش منصفانه، دلایل انتقال و رويه واحد تجاری برای تعیین زماني كه فرض مي‌شود انتقال بین سطوح واقع شده است (به بند 94 مراجعه شود). انتقال به هر سطح، باید جدا از انتقال از آن سطح، افشا و تشريح گردد.
  • ت. برای اندازه‌گیریهای متناوب و غیرمتناوب ارزش منصفانه كه در سطح 2 و سطح 3 سلسله مراتب ارزش منصفانه طبقه‌بندي شده‌اند، شرحي از تکنیک يا تکنیکهای ارزشيابي و داده‌های ورودی مورد استفاده در اندازه‌گیری ارزش منصفانه. اگر تکنیک ارزشيابي تغيير كند (براي مثال، تغییر از تکنیک با رويكرد بازار به تکنیک با رويكرد درآمد یا استفاده از تکنیک ارزشيابي دیگر)، واحد تجاری باید این تغییر و دلیل یا دلایل آن را افشا کند. برای اندازه‌گیریهای ارزش منصفانه که در سطح 3 سلسله مراتب ارزش منصفانه طبقه‌بندی شده‌اند، واحد تجاری باید اطلاعات کمّی درباره داده‌های ورودی بااهمیت غیرقابل‌ مشاهده مورد استفاده در اندازه‌گیری ارزش منصفانه را ارائه كند. اگر هنگام اندازه‌گیری ارزش منصفانه توسط واحد تجاري، داده‌های ورودی غیرقابل‌ مشاهده کمّی ایجاد نشده باشد (مانند زمانی که واحد تجاری قيمت معاملات گذشته یا اطلاعات قیمت‌گذاری اشخاص ثالث را بدون تعدیل استفاده می‌‌كند)، واحد تجاری ملزم به ایجاد اطلاعات کمّی برای مطابقت با این الزامات افشا نیست. با وجود این، هنگام ارائه این افشا، واحد تجاری نمي‌تواند داده‌های ورودی غیرقابل‌مشاهده کمّی را که برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه بااهمیت و بطور معقول در دسترس واحد تجاری است، نادیده بگیرد.
  • ث. برای اندازه‌گیریهای متناوب ارزش منصفانه كه در سطح 3 سلسله مراتب ارزش منصفانه طبقه‌بندي می‌شود، صورت تطبيق مانده‌های ابتدا و پايان دوره، که تغییرات طی دوره قابل انتساب به موارد زیر را جداگانه افشا می‌كند:
    1. جمع سودها یا زیانهای شناسایی‌شده طی دوره در صورت سود و زیان، و قلم یا اقلام اصلی مندرج در صورت سود و زیان که سودها یا زیانهای مذکور در آن(ها) شناسایی می‌شود.
    2. جمع سودها یا زیانهای شناسایی‌شده طي دوره در صورت سود و زیان جامع، و قلم یا اقلام اصلی مندرج در صورت سود و زیان جامع که در آن(ها)، سودها یا زیانهای مذکور شناسایی می‌شود.
    3. خرید، فروش، انتشار و تسویه (هر یک از انواع تغییرات، جداگانه افشا می‌شود).
    4. مبالغ انتقال به سطح 3 سلسله مراتب ارزش منصفانه يا انتقال از آن سطح، دلایل این انتقال و رويه‌ واحد تجاری برای تعیین زماني كه فرض مي‌شود انتقال بین سطوح واقع شده است (به بند 94 مراجعه شود). انتقال به سطح 3 باید جدا از انتقال از سطح 3 افشا و تشریح شود.
  • ج. برای اندازه‌گیریهای متناوب ارزش منصفانه که در سطح 3 سلسله مراتب ارزش منصفانه طبقه‌بندی می‌شود، جمع سودها یا زیانهای طی دوره در قسمت (ث)(1) در صورت سود و زیان، كه قابل انتساب به تغییر در سودها یا زیانهای تحقق‌نیافته مربوط به داراییها و بدهیهای نگهداری‌شده در پایان دوره گزارشگری است، و قلم یا اقلام اصلی صورت سود و زیان که سودها یا زیانهای تحقق‌نیافته مزبور در آن(ها) شناسایی می‌شود.
  • چ. برای اندازه‌گیریهای متناوب و غیرمتناوب ارزش منصفانه كه در سطح 3 سلسله مراتب ارزش منصفانه طبقه‌بندي می‌شود، شرحي از فرایندهاي ارزشيابي مورد استفاده واحد تجاری (براي مثال، شامل نحوه تصميم‌گيري واحد تجاری درباره خط‌مشی‌ها و روشهای ارزشيابي آن و نحوه تجزيه و تحليل تغییر در اندازه‌گیریهای ارزش منصفانه در دوره‌های مختلف).
  • ح. برای اندازه‌گیریهای متناوب ارزش منصفانه كه در سطح 3 سلسله مراتب ارزش منصفانه طبقه‌بندي می‌شود:
    1. برای تمام اين‌ اندازه‌گیریها، شرحی از حساسیت اندازه‌گیری ارزش منصفانه به تغییر در داده‌های ورودی غیرقابل‌ مشاهده، مشروط بر اینکه تغییر در آن داده‌های ورودی به میزان قابل ملاحظه‌ای ارزش منصفانه را بالاتر یا پایین‌تر اندازه‌گیری کند. اگر بین این داده‌های ورودی و سایر داده‌های ورودی غیرقابل‌ مشاهده مورد استفاده در اندازه‌گیری ارزش منصفانه، روابط درونی وجود داشته باشد، واحد تجاری باید شرحي از آن روابط درونی و نحوه کاهش یا تشدید اثر تغییر در داده‌های ورودی غیرقابل مشاهده بر اندازه‌گیری ارزش منصفانه را ارائه کند. به منظور انطباق با الزامات افشا، تشریح حساسیت به تغییر در داده‌های ورودی غیرقابل‌ مشاهده باید حداقل شامل داده‌های ورودی غیرقابل‌ مشاهده افشاشده در انطباق با قسمت (ت) باشد.
    2. در مورد داراییهای مالی و بدهیهای مالی، اگر تغییر یک یا چند داده ورودی غیرقابل‌ مشاهده به منظور انعکاس مفروضات دیگری که بطور معقول محتمل است، ارزش منصفانه را بطور بااهمیتی تغییر دهد، واحد تجاری باید این موضوع را بيان و اثر آن تغییرات را افشا کند. واحد تجاری باید نحوه محاسبه اثر یک تغییر جهت انعکاس مفروضات دیگری که بطور معقول محتمل است را افشا کند. برای این منظور، اهمیت باید با توجه به سود یا زیان دوره و مجموع داراییها یا مجموع بدهیها یا هنگام شناسایی تغییرات ارزش منصفانه در ساير اقلام سود و زیان جامع، نسبت به کل حقوق مالكانه مورد قضاوت قرار گیرد.
  • خ. در صورتی که بيشترين و بهترین استفاده از دارایی غیرمالی با استفاده فعلی آن متفاوت باشد، برای اندازه‌گیریهای متناوب و غیرمتناوب ارزش منصفانه، واحد تجاری باید این موضوع و دليل استفاده از دارایی غیرمالی به شیوه‌ای متفاوت از بيشترين و بهترین استفاده را افشا كند.

93. واحد تجاری باید طبقه‌های مناسب داراییها و بدهیها را بر مبنای موارد زیر تعیین کند:

  • الف. ماهیت، ویژگیها و ريسكهاي دارایی یا بدهی؛ و
  • ب. سطحي از سلسله مراتب ارزش منصفانه که اندازه‌گیری ارزش منصفانه در آن سطح طبقه‌بندی می‌‌شود.

تعداد طبقه‌های بیشتر ممکن است برای اندازه‌گیری ارزش منصفانه طبقه‌بندي‌شده در سطح 3 سلسله مراتب ارزش منصفانه ضرورت یابد، زیرا درجه عدم اطمینان و ذهنی بودن اين اندازه‌گیریها بیشتر است. تعیین طبقه‌های مناسب داراییها و بدهیها که در مورد آنها اندازه‌گیریهای ارزش منصفانه باید افشا شود، مستلزم قضاوت است. یک طبقه از داراییها و بدهیها در مقایسه با اقلام اصلی ارائه‌شده در صورت وضعیت مالی، اغلب مستلزم تفکیک بیشتر است. با وجود اين، واحد تجاری براي تطبيق با اقلام اصلی ارائه‌شده در صورت وضعیت مالی باید اطلاعات کافی را ارائه كند. چنانچه استاندارد حسابداری دیگری، طبقه‌ای را برای یک دارایی یا یک بدهی مشخص کند، در صورتي كه آن طبقه الزامات اين بند را احراز نماید، واحد تجاری ممکن است برای ارائه الزامات افشاي این استاندارد، از آن طبقه استفاده کند.

94. واحد تجاری باید طبق بند 92(پ) و (ث)(4)، رويه خود برای تعیین زماني كه فرض مي‌شود انتقال بین سطوح سلسله مراتب ارزش منصفانه واقع شده است را افشا کند و بطور یکنواخت بکار گیرد. رويه زمانبندی شناسایی انتقالها، باید برای انتقال به سطوح مختلف و انتقال از سطوح مختلف یکسان باشد. مثالهایی در ارتباط با رويه‌هاي تعیین زمانبندی انتقالها، شامل موارد زير است:

  • الف. تاریخ رویداد یا تغییر در شرایط که موجب انتقال شده است.
  • ب. ابتدای دوره گزارشگری.
  • پ. پايان دوره گزارشگری.

95. اگر واحد تجاری، به منظور استفاده از استثنای مندرج در بند 48، یک رويه حسابداری را انتخاب کند، باید این موضوع را افشا كند.

96. واحد تجاری باید برای هر یک از طبقه‌های داراییها و بدهیها که در صورت وضعیت مالی به ارزش منصفانه اندازه‌گیری نمی‌شود، اما ارزش منصفانه آن افشا می‌گردد، اطلاعات الزامی طبق بند 92(ب)، (ت) و (خ) را افشا کند. با وجود اين، واحد تجاری ملزم به ارائه افشاهاي کمّی الزامی طبق بند 92(ت) در خصوص داده‌های ورودی غیرقابل‌ مشاهده بااهمیت مورد استفاده در اندازه‌گیریهای ارزش منصفانه طبقه‌بندی‌شده در سطح 3 سلسله مراتب ارزش منصفانه نیست. واحد تجاری برای چنین داراییها و بدهیهایی، سایر افشاهاي الزامی طبق این استاندارد را ارائه می‌کند.

97. درخصوص یک بدهی که به ارزش منصفانه، اندازه‌گیری و همراه با تضمینهای اعتبار جدانشدنی اشخاص ثالث منتشر شده است، ناشر باید وجود تضمین اعتبار و اینکه در اندازه‌گیری ارزش منصفانه بدهی منعکس گردیده است یا خیر را افشا کند.

98. واحد تجاری باید افشاهای کمیّ الزامی طبق این استاندارد را به شکل جدول ارائه کند، مگر اینکه شکل ديگر ارائه مناسب‌تر باشد.

تاریخ اجرا

99 . الزامات‌ اين‌ استاندارد در مورد كليه‌ صورتهاي‌ مالي‌ كه‌ دوره‌ مالي‌ آنها از تاريخ‌ 1/1/1400 و بعد از آن‌ شروع‌ مي‌شود، لازم‌الاجراست‌.

مطابقت با استانداردهای بین‌المللی گزارشگری مالی

100. با اجراي‌ الزامات‌ اين‌ استاندارد، مفاد استاندارد بین المللی گزارشگری مالی 13 اندازه‌گیری ارزش منصفانه (ویرایش 2018) نيز رعايت‌ مي‌شود.

این مطلب در تاریخ 

منتشر شده و در تاریخ 

بهبود یافته

لینک این مطلب در شبکه های اجتماعی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *